تبليغاتX
مهدی پرویز-شعرها ودست نوشته ها
 یا رحیم

جمع شاعران آییینی که به کربلا رفته بودن به شیراز برگشتن وسه شب مراسم باشکوه هم در شیراز برپاکردن.نمیتونم بگم چه قدر لذت داشت این کربلا و این  شب شعر باشکوه ....به هر حال هرچه بود گذشت..اما اون چیزی که ادامه داره لطف ائمه است نسبت به ما ...از این که این توفیق رو پیدا کردم که همراه این کاروان باشم ودر جوار حرم علی (ع)وامام حسین وحضرت ابالفضل(علیهماسلام)شعر بخونم بی نهایت ذوق زده وخوشحالم .راستی موضوع امسال شب شعر عاشورایی شهدای نماز ظهر عاشورا بود که من هم با یه شعری در همین رابطه  اولین چراغ وبلاگم رو روشن میکنم. دعا کنید دوباره هکم نکنن

سنگ ها را به ماه تا بزنند؛تیرها سمت تو رها می شد

پی قد قامت تو در طوفان؛قامت تیرها به پا می شد

کربلا آسمان وماه شما؛دوستاره-دونور-دور و برت

دو ستاره که باید از راه شیری کهکشان جدا می شد

ظهر هم ناگزیر می آمد؛اشهد ان .... تیر می آمد

نرسیده اذان به ذکر علی ؛کربلا تازه کربلا می شد

آسمان گفت باز حی علی...ماه آشفت باز حی علی

الصلاه..آنچه تیر مهمان چشم های ستاره ها می شد

تیرها با یزید خوش بودند ؛زخمها با "سعید" خوش بودند

سر صحبت میان این دو نفر کم کم آنروز داشت وا می شد

مرگ سبزی برگ زندگی است ؛زندگی بی تو مرگ زندگی است

مرگ در محضر شما ای کاش چون زهیرت نصیب ما میشد

 

یه کار دیگه هم هست که به مناسبت اربعین حسینی گفتم.بین  راه نجف وکربلا..

چون شعله ی در باد وزیده است به هر سو

 این سر که سر نیزه دویده است به هر سو 

 هنگــــــــــــام مــلاقات انـــار و ســر نیزه

خون بوده که یک باره جهیده است به هر سو 

شیریست که دل داده به او دشــــت وپی او 

صدها گله آهوی رمیده است به هرسو 

تا فاصلــه افتاده میان ســر ومحمــل

 این فاصله را آه کشیده است به هرسو

این طور که پیداست کسی از عقب سر

در خار وخس وخاک خزیده است به هر سو

  چون شش جهت شام به او سنگ پرانده

حالا کمر نیزه خمیده است به هر سو

تا سر به سلامت ببری نذر تو چون من

 هر سر که نظر کرده ندیده است به هرسو

قربانی این قافله کن زائــــر خود را

تا مرغ قفس پر نکشیده است به هرسو


+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 11:22
توسط مهدی پرویز موضوع: |